الشيخ عباس القمي ( مترجم : علامه شعرانى )
566
نفس المهموم ( دمع السجوم ) ( فارسي )
با دشمن نبرد مىكرد و سيصد مرد بگذاشت و خود با صد كس رفت تا در مسجد عبد القيس رسيد با كسان خويش گفت : من دوست دارم مختار فيروز شود اما خوش ندارم كه اشراف قبيلهء خويش را به دست خود هلاك كنم و اگر خود بميرم دوستر دارم كه آنان به دست من كشته شوند پس اندكى بايستيد شنيدهام قبيلهء شبام از پشت سر بر آنها خواهند تاخت شايد بيايند و ما به عافيت خلاص شويم قبول كردند و او در همانجا بماند و مختار مالك بن عمرو نهدى و عبد اللّه بن شريك نهدى را سوى احمر بن شميط فرستاد و مالك مردى دلاور بود با چهار صد نفر بيامد تا با حمر بن شميط رسيدند و دشمنان از همهء جوانب او را فرو گرفته بودند و جنگ سخت بود . ( 1 ) اما ابراهيم اشتر رفت تا به مضر رسيد و شبث بن ربعى را با كسان او پند داد و گفت : بازگرديد كه من نمىخواهم يكى از اين طايفه به دست من كشته شود ، نپذيرفتند و رزم دادند ابراهيم آنان را شكست داد و تار و مار كرد و حسّان بن فايد عبسى را جراحتى رسيد وى را سوى خانه بردند در خانه در گذشت . و از جانب ابراهيم به مختار مژده آمد كه قبايل مضر شكست يافتند و مختار اين مژده را با حمر بن شميط و ابن كامل رسانيد آنها جائى گرفتند و بكوشيدند . اما قبيلهء شبام ابو القلوص را بر خويش امير كردند تا از پشت بر قبايل يمن تازند و آنها خود با يكديگر مىگفتند اگر بر قبائل مضر و ربيعه تازيم به صواب نزديكتر باشد . ابو القلوص خاموش بود و هيچ نمىگفت تا پرسيدند : تو چه گويى ؟ گفت : خداى تعالى فرمايد : قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفَّارِ [ 1 ] . يعنى : با آن كافران كه نزديك شمايند كارزار كنيد . ( 2 ) پس با وى سوى قبايل يمن تاختند و چون به ميدان سبيع آمدند اعسر شاكرى را بر دهانه كوچه ديدند او را بكشتند و به ميدان آمدند فرياد مىزدند : « يا لثارات الحسين » و يزيد بن عمير بن ذى مرّان همدانى آن آواز بشنيد و گفت : « يا لثارات عثمان » و رفاعة بن شداد گفت : ما را به عثمان چه كار آن مردمى كه به خونخواهى عثمان برخيزند يارى ايشان نكنم پس گروهى از قوم و عشيرت وى برآشفتند و با او گفتند : ما را تو آوردى و ما اطاعت تو كرديم اكنون كه شمشير بر سر ما كشيدند مىگويى برگرديد و قوم خود را رها كنيد . رفاعة بن شداد روى بدانها كرد و گفت : انا ابن شدّاد على دين علىّ * لست لعثمان بن اردى بولىّ لاضلينّ اليوم فيمن يصطلى * بحرّ نار الحرب غير مؤتلى
--> [ 1 ] سوره توبه ، آيه 123 .